
مطالبي كه در اين نوشتار ملاحظه ميكنيد (سرگذشت زمين تا ظهور انسان) منعكس كننده نظر محققان و دانشمندان زمين شناسي
است كه استنتاج شده از منابع تحقيقاتي بوده و ممكن است در بعضي موارد با باورهاي ديني
و متداول، تناقض داشته باشد.
وجود اين تناقضات ايجاد هيچ مشكلي نميكند چراكه آنچه كه مهم است جهاني است كه در
حال حاضر ما آنرا مشاهده ميكنيم و در آن زندگي ميكنيم. و بحث هاي فلسفي مربوط به
گذشته انسان و زمين و خاك و مسائل زيست محيطي، تاثيري در زندگي و آينده پيش روي ما نخواهد داشت.
لازم بذكر است كه هدف ما از نگارش بخش "پيش زمينه"، مقدمه اي بود براي طرح مسئله و
مقاله اصلي، تا يك نماي كلي از تكوين زمين، شروع حيات در
آن و نابودي زودهنگام محيط زيست در كره خاكي مان را در ذهن داشته باشيم تا به جزئياتي كه مايليم در آن بحث
كنيم قوامي بهتر ببخشيم.
و در مقاله اصلي نيز، تلاش ما بر اينست تا به پاسخ اين سوال برسيم كه چرا بشر در
عصر صنعتي شدن، مسيري را پيش گرفت تا به اين مرحله از نابودي محيط زيستش منجر شود و
با اين معضل چه بايد كرد؟
ضمنا خاطر نشان ميكنيم كه ممكن است در بعضي مباحث (در هر دو بخش) اينطور استنباط
شود كه از موضوع اصلي دور افتاده ايم و به بيراهه ميرويم در حاليكه اينطور نيست تك
تك مباحث با دقت در كنار هم چيده شده و در امتداد هم يك هدف مشخصي را دنبال ميكنند.
از اينكه با دقت نظر و صرف وقت گرانبها و سعه صدر مطالب را تا به آخر دنبال
مينماييد سپاسگزاريم.
 
اولين مرحله از پيدايش زمين،
برميگردد به جدا شدن قطعه اي فروزان از خورشيد (حال بهر دليل و يا فرضيه علمي
متفاوت ديگر) كه با خود، تمامي قواعد نيروي جاذبه
را بهمراه داشت؛ و قرار گرفتن در يك مدار بيضوي بدور آن، با سرعت خاص و گردش بدور
خود و نيز خورشيد...
سرد شدن تدريجي و طبيعي اين گلوله آتشين، تشكيل گازها و سپس تبديل و تشكيل بخار آب و نهايتا بارش باران و
تشكيل دريا و آنگاه فرايندهاي شيميايي منجر به تشكيل خاك، كه بدنه زمين را از حالت گاز و مايعات شيميايي جدا
ميكرد، زمين را بشكل تقريبي يك كره خاكي با مشخصه هاي فيزيكي مكانيكي و شيميائي قابل قبولي براي
ظهور حيات در آن درآورد.
بعد از تشكيل آب و سپس خاك نوبت به پيدايش و تكوين گياهان ابتدايي در آب بود،
يعني سبزينه ها و جلبك ها و ساير گياهان رسيد كه تحولي پايه اي در
اين مرحله بود و رشد و توسعه اين روند بود كه زمينه را براي تشكيل يك سلول زنده و داراي مشخصه هاي حيات را فراهم
نمود.
اما
حالا نوبت انجام يك معجزه بود تا زمين وارد يك دوره جديد و منحصر بفرد در منظومه
شمسي شود چرا كه هنوز هيچ فرآيند
شيميايي هرچند پيچيده (كمپلكسشن) كشف نشده كه قادر باشد حيات را در يك ماده بيجان ايجاد نمايد.
و در آزمايشگاه ها پيشرفته مكررا به اثبات رسيده كه اينكار با هيچ فرايندي بطور طبيعي
و خودبخودي قابل اجرا نيست. و اين اولين
قدمي بود كه خداوند براي تشكيل موجودات زنده بر روي كره خاكي زمين برداشت. حيات
بخشي به آخرين محصول طبيعت، كه شامل پپيچيده ترين تركيبات شيميايي آن دوره ميباشد، آغازي بود براي تولد يك ياخته تك سلولي.
از
حالا ببعد
ادامه كار توسط روندي انجام ميگيرد كه بعضي، معتقد به اجراي عيني و مرحله
بمرحله روند اصول ديالكتيك در تكامل در نظام ماده و طبيعت هستند و برخي ديگر فعال مايشاعي خداوند در هر نوع
و هر مرحله از تحولات را بدان نسبت
ميدهند. آنچه مهم است اينكه در ادامه اين روند، مراحل تكاملي ياخته هاي تك سلولي سپس چند سلولي، نهايتا
منجر به ظهور آبزيان شد و دو زيستان ها در پي آنها ظاهر شدند و خزندگان، پرندگان و حشرات و جانوران،
حيوانات و
پستانداران نيز در پي تكامل نسل قبلي خود
پديد آمدند.

تا اينجاي كار، مراحل تكامل زمين بطور بي نقصي پيش ميرفت و زمين داراي انواع متنوعي
از جانداران شد كه در تعامل با طبيعت و ديگر موجودات در يك تعادل زيست محيطي منطقي
بسر ميبردند.
اما بنظر ميايد كه پيشرفت كار تكامل موجودات زنده در جايي دچار مشكل شد و آن ظهور
موجوداتي بسيار بزرگ و با ظاهري كاملا متفاوت و تغذيه اي آفت گونه بود كه بسرعت
برشد جمعيتشان افزوده ميشد تا جائيكه چشم انداز تاريك و مبهمي را براي آينده زمين
ترسيم ميكردند. موجوداتي كه آنها را دايناسور ميناميم.
دايناسورها، بطوريكه از فسيلهاي بجا ماندهء آنها بر ميايد؛ هيچگونه تناسب و هماهنگي
با ديگر همنوعان و جانداران زمان خود نداشتند. قد و قواره اي متفاوت، دستان و پاهاي ناموزون و
غيرمعمول، حجم تغذيه گسترده و بسيار نامحدود و نابودگرانه؛ چه گوشتخوار و چه گياهخوار...
و شايد
اگر مانعي در رشد و توليد مثل آنها پيش نميامد بتوسط آنان، چه جانداران و چه گياهان روي زمين،
بسمت نابودي پيش ميرفتند.
به
عنوان يك پاورقي،
لازم بذكر است كه ظهور
بعضي گونه هاي غير متعارف و نابود كننده محيط زيستي چه از نوع گياهان يا از گروه جانوران
در هر زمان، امري ناممكن نيست.
بعنوان مثال هم اكنون نيز
گياهي با هيكل نسبتا درشت و با گل هاي بسيار زيبا پيدا شده بنام سنبل
آبي-Eichhornia crassipes كه در واقع يك آفت بسيار خطرناك و مهاجم بشمار ميايد و
آنچنان سريع و غير قابل كنترل رشد ميكند و تكثير ميشود كه قادر است بسهولت و با
سرعتي حيرت انگيز تمامي مرداب ها و پوشش هاي گياهي و آبي در همه نقاط جهان را
بنابودي بكشاند و از بين بردن آن نيز بسادگي ديگر علف هاي هرز امكان پذير نيست.
و
در اين مرحله بحراني بود كه اتفاقي ويرانگر اما نجات بخش افتاد و آنها كه به فعال مايشاعي خداوند در هر امور
بخصوص امور مرتبط با تكامل زمين و حيات در آن معتقد هستند، براحتي ميتوانند بپذيرند
كه اين تدبيري بود تا خداوند كه در آن مقطع تنها متولي كره زمين بود توانست آنرا از نابودي حتمي توسط چنين آفت خطرناك و
مهار ناشدني نجات بخشد.
چرا كه هدف آز آفرينش كره زمين زمينه سازي
براي يك خلفت مهم تر
بود و نبايستي كار زمين اينچنين به نافرجامي منتهي شود.
و بر اين اساس بود كه
قريب
به شصت ميليون سال پيش، يك سياره سرگردان در مسير و مدار كره زمين قرار گرفت و با چنان شدتي با آن برخورد كرد كه
در پي آن
شايد قرن ها
زمين تيره و تار شد و نور خورشيد به سطح آن نرسيد و اين كره خاكي در تاريكي
و سرماي عجيبي فرو رفت و بدينگونه بود كه ابتدا گياهان و سپس بسياري از موجودات كه به تغذيه از گياهان وابسته
بودند نابود شدند؛ از جمله دايناسورهاي پر خور و ويرانگر. و متعاقب آن نيز گوشتخواران
بزرگ
هم از فرط كمبود مواد غذاي از بين رفتند و بدين ترتيب نسل اينگونه حيوانات مضر و
دشمن شماره يك محيط زيستي بكلي
منقرض شد. و اي بسا كه بخش مهمي از منابع سوخت فسيلي(ذغال سنگ و نفت و گاز) نيز در آن دوران ايجاد شد.
حال بعد از اين صانحه مرگبار ولي نجات بخش، بتدريج روشنايي به زمين برگشت و گونه هاي مقاوم
جانداران باقي مانده توانستند به زندگي خود ادامه
داده و نسل هاي جديد و مقاوم تري را نيز پديد بياورند. و روند تكامل موجودات مجددا از سر گرفته شد.
|